تبليغاتX
جزیره سرگردانی
 چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری !
چه بی تابانه تو را طلب می کنم !
ار پشت سمندی

                          گویی

                                   نوزین
که قرارش نیست .
و فاصله
تجربه یی بیهوده است .
بوی پیرهنت
این جا
و اکنون.
کوه ها در فاصله

                           سردند .
دست

           در کوچه و بستر

                                 حضور مأنوس دست تو را می جوید .
و به ران اندیشیدن
یاس را
رج می زند .
بی نجوای انگشتانت
فقط .

                             و جهان از هر سلامی خالی است

 

شاملو

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 15:22  توسط سارا برومند  | 

بس که دیوار دلم کوتاه است ...

هر که از کوچه ی تنهایی ما می گذرد...

به هوای هوسی هم که شده ...

سرکی می کشد و می گذرد ...            

                                           شاملو

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 13:22  توسط سارا برومند  | 

چنانت دوست می دارم که اگر روزی فراق افتد

تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم

فراقت سخت می آید ولیکن صبر می باید

که اگر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم 


سعدی

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 8:29  توسط سارا برومند  | 

هوا ، هوا ، هوا ،

وقتی قانعت نمی کنند

وقتی نمی توانی کسی را قانع کنی

این پا و آن پا نمی کنی

لباس هایت را تا می کنی

خودت را جا می گذاری

چمدانت را می برند فرودگاه

حالا به اندازه کافی سبک شده ای

و می توانی پرواز کنی

حتی اگر هواپیما به خاطره بدی آب و هوا نتواند!...


"شهرام مقدسی"


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 22:54  توسط سارا برومند  | 

گر بدین سان زیست باید پست

من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم

بر بلند کاج خشک کوچه بن بست

گر بدین سان زیست باید پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود،چون کوه

یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک !

"احمد شاملو"

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 1:1  توسط سارا برومند  | 

سال ۱۳۷۶ سال سرنوشت سازی برای مردم در انتخابات ریاست جمهوری بود . از یک سو شبهه هاو نگرانی ها مبنی بر مادام العمر کردن ریاست جمهوری محمد هاشمی رفسنجانی و از سوی دیگر آمدن نهضتی به نام اصلاحات روزنه امیدی در دل مرد م ایجاد کرد که انتخابات پر طمطراقی را به همراه داشت .  ۸ سال بعد بسیاری امید ها نسبت به طیف اصلاح طلب دستخوش تغییر و نامیدی شد . از یک سو باور به قدرت محدود ریاست جمهوری و از سوی دیگر عدم احقاق وعده ها ،در سال ۸۴ به رغم حضور یک کاندیدای اصلاح طلب این طیف موفق به کسب آرای مطلوبی نشد. اما گذار از یک دوره ۴ ساله که یک بازگشت محسوب می شد و شرایط بسیار نا مطلوبی که از پس یک مدیریت غیر عقلانی اعمال شد این باور را در بسیاری از اقشار مردم ایجاد کرد که شاید اصلاح طلبان نتوانند به بسیاری از خواسته های آنها جامه عمل بپوشانند اما حداقل حرکت جامعه به سمت خواسته های عموم مردم است و بر خلاف روند رشد اجتماعی جامعه قدم بر نمی دارد. . این شرایط باعث شد تا در سال جاری مردم به سمت حمایت از طیف اصلاح طلب معطوف شوند.

حزب اصلاح طلب نیز که به نظر می آمد در دوره ۸ ساله ریاست جمهوری محمد خاتمی از پیشبرد اهداف خود سر خورده شده بود در سال ۸۴ چندان نسبت به مقوله انتخابات فعال حاظر نشد و نتوانست اقبال عمومی را دوباره از آن خود کند . اما با اتفاقاتی که در دوره نهم ریاست جمهوری اتفاق افتاد و بازگشت مردم به پایگاه اصلاحات با رایزنی ها،تضادها و مشکلات متعدد بالاخره کاندیدای خود را معرفی کردند ،هرچند دو کاندیدای میرحسین موسوی و مهدی کروبی منصوب به این طیف بودند اما اخبار ضد و نقیضی مطرح بود که هر یک از این کاندیدا ها را از نظر این طیف مردود می دانست که ضربه ای برای حرکت اصلاحات محسوب می شد . اما مردم نگران تر از کشاکش این طیف دوتکه شده به دنبال نوش داروی تازه و شاید از نظر دور مانده ای به نام میرحسین رفتند و به حمایت از او پرداختند که شاید تبلیغاتی که به صورت ستادی آغاز شد در این اقبال بی تاثیر نباشد .

در هر حال همه گمانه زنی ها و شور عمومی نشان از حمایت از میر حسین موسوی داشت . با پخش برنامه  مناظره ها و استفاده محمود احمدی نژاد از پاشنه آشیل عامه مردم(همان تضاد ریشه دوانده در فرهنگ و تاریخ مردم که همان تقابل با  عاملان حاکمیت محسوب می شود) بسیاری متاثر از این طرفند به سمت احمدی نژاد متمایل شده و به حمایت از او بر خاستند . اما با این همه اقبال عمومی گرایش به میر حسین موسوی را نشان می داد و بسیاری آماده بودند یا هستند ! تا این پیروزی را جشن بگیرند اما در ساعات اولیه روز ۲۳ خرداد و اعلام اولیه نتایج شوک بزرگی بر تصور عامه مردم وارد شد . هرچند هنوز نتیجه نهایی مشخص نیست ولی آرای ۱۶ میلیونی احمدی نژاد در برابر آرای ۷ میلیونی میر حسین نگرانی های بسیاری را رقم زده است . بسیاری از مردم که این شمارش را بر خلاف تصورات خود می دانند در مقابل وزارت کشور تجمع کردند ولی با حضور نیروی انتظامی و بر اساس تذکرات از قبل داده شده این سازمان این تجمعات متفرق شد . اما معترضین به اعلام آرای اعلام شده در خیابان های اطراف وزارت کشور با ایجاد بوق و سر و صدا سعی در همراهی دیگر معترضان داشتند که با اعلام ستاد میر حسین موسوی مبنی بر عدم اعتراض که به ضرر این کاندیدا تمام میشد تا حدی این غائله را خواباند . هرچند از سوی یک سایت اعلام شده که احمدی نژاد با 24 میلیون رای پیروز این انتخابات قلمداد خواهد شد اما باید تا پایان شمارش آرا امیدوار بود . اما اگر شمارش آرا به این نحو به پایان برسد موجودیت نظام که به زعم رهبری بسیار وامدار انتخابات است در سالهای آینده با خطر عدم حضور بسیاری که به باور انتصابی بودن و نه انتخابی بودن رئیس جمهور رسیده اند روبرو خواهد بود . یا حداقل تصور تقلب در آرا چارچوب نظارتی نظام را مورد استفهام قرار میدهد! حال باید منتظر نتیجه اصلی این انتخابات بود و دید آیا مسئولان نظام اجازه خواهند داد تا این عوامل دست آویزی به دست مخالفان بدهد و موجودیت نظام را به سخره بگیرد ؟     

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 6:19  توسط سارا برومند  | 

دست من نیست،گاهی وقتها روزم آفتاب نمیشه/حتی با معجزه عشق آسمون آبی نمیشه/یه شبایی ابر و بارون میزنه به برگ و بارم /اون شبا هوای آشتی حتی با خودم ندارم/ دست من نیست ،گاهی وقت ها تلخ و بی حوصله میشم /بین ما بین من وتو من خودم فاصله میشم/ با گذشت به من نگاه کن تو که می دونی چه تنهام/ رو نگردون از من ای خوب / اگه بدترین دنیام .........
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 22:15  توسط سارا برومند  | 

زنگ میزنی ،پیش از آنکه رخوت بگذارد

گوشی را بردارم

قطع میکنی

مطمئن شده ای که هنوز زنده ام

هوا تاریک است

هیچ چیز بدتر از این نیست که وقتی بیدار میشوی

همه جا تاریک باشد

سالها میگذرد

دیگر زنگ نمیزنی

مطمئن نیستم که هنوز زنده ای

مرزهای رابطه تاریکند

                           خسرو گلسرخی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:34  توسط سارا برومند  | 

رمه ام گم شده است

شب سنگین بیابان گویا رمه ام را دزدید

رمه ام آن همه شعری که برایت گفتم

ناگهان گم شد و رفت

حرف مردم شد و رفت

چه کسی گفت خداوند شبان همه است

و برادر ها را تا ته دره سبز رهنمون خواهد بود

من شبان رمه خود بودم

و کسی آن بالا

خود شبان من معصوم نبود

غفلت من رمه را از کف داد

غفلت او شاید

هم از این دست مرا      

هم از این دست تورا

رمه را

همه را                     شهریار قنبری

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 4:26  توسط سارا برومند  | 

مردی مانده بود

میان انتخاب من و خویش

دیروز او را دیدم

کنار جاده رفتنها و برنگشتنها

چمدان پر از خودش را در برابرم گشود

و آرام طوری که خودش هم نشنود

گفت:

باورکن جایی برای تو نبود!

                        هنگامه حیدری

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 6:25  توسط سارا برومند  |